تبلیغات اینترنتیclose
هر شاخه سوالی و هر برگ سوالی (عرفان نظر آهاری)
پیچک (عرفان نظر آهاری)
شعر و ادب پارسی
هر شاخه سوالی و هر برگ سوالی (عرفان نظر آهاری) ( هر قاصدکی یک پیامبر است 1, )
نوشته شده در تاريخ شنبه 22 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 17:42 تعداد بازديد : 944 |

"هر شاخه سوالی و هر برگ سوالی"

 

**

خوشبخت بود زیرا هیچ سوالی نداشت .

اما روزی سوالی سراغش آمد و از آن پس

خوشبختی ، دیگر چیزی کوچک بود .

او از خدا معنی زندگی را پرسید اما خدا

جوابش را با همان سوال داد .

خدا گفت :

- اجابت تو همین سوال تو ست .

سوالت را بگیر و در دلت بکار و فراموش نکن

که این دانه ای است که آب و نور می خواهد .

او سوالش را کاشت ، آبش داد و نورش داد

و سوال جوانه زد و شکفت و ریشه کرد .

ساقه و شاخه و برگ . و هر ساقه سوالی شد

و هر شاخه سوالی و هر برگ سوالی .

و او که زمانی تنها یک سوال داشت ،

درختی شد که از هر سرانگشتش

سوالی آویخته بود و هر برگ تازه ،

دردی تازه بود و هر بار که ریشه فروتر

می رفت ، درد او نیز عمیق تر می شد .

فرشته ها می ترسیدند .

فرشته ها از آن همه سوال ریشه دار می ترسیدند .

اما خدا می گفت :

- نترسید ، درخت او میوه خواهد داد

و باری که این درخت می آورد ، معرفت است .

فصل ها گذشت و درد ها گذشت و درخت

او میوه داد و بسیاری آمدند و جواب های او را چیدند

اما در دل هر میوه ای باز دانه ای بود و هر دانه

آغاز درختی و هر که میوه ای را برد ،

در دل خود بذر سوال تازه ای را کاشت .

 

 

 

 


عرفان نظرآهاری

 



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت