تبلیغات اینترنتیclose
وای اگر پرنده ای را بیازاری (عرفان نظر آهاری)
پیچک (عرفان نظر آهاری)
شعر و ادب پارسی
وای اگر پرنده ای را بیازاری (عرفان نظر آهاری) ( هر قاصدکی یک پیامبر است 1, )
نوشته شده در تاريخ شنبه 22 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 17:28 تعداد بازديد : 689 |

 "وای اگر پرنده ای را بیازاری"

 

**

پسرک بی آن که بداند چرا ،

سنگ در تیرکمان کوچکش گذاشت و بی

آن که بداند چرا ، گنجشک کوچکی را نشانه رفت .

پرنده افتاد ، بال هایش شکست و تنش خونی شد .

پرنده می دانست که خواهد مرد

اما پیش از مردنش مروت کرد و رازی را به پسرک گفت

تا دیگر هرگز هیچ چیزی را نیازارد .

پسرک پرنده را در دست هایش گرفته بود

تا شکار تازه ی خود را تماشا کند اما پرنده شکار نبود .

پرنده پیام بود . پس چشم در چشم پسرک دوخت و گفت :

- کاش می دانستی که زنجیر بلندی است

زندگی که یک حلقه اش درخت است

و یک حلقه اش پرنده ، یک حلقه اش انسان

و یک حلقه سنگ ریزه ، حلقه ای ماه و حلقه ای خورشید .

و هر حلقه در دل حلقه ای دیگر است

و هر حلقه پاره ای از زنجیر و کیست که در این

حلقه نباشد و چیست که در این زنجیر نگنجد ؟

و وای اگر شاخه ای را بشکنی ،

خورشید هم خواهد گریست .

وای اگر سنگ ریزه ای را ندیده بگیری ،

ماه تب خواهد کرد . وای اگر پرنده ای را بیازاری ،

انسانی خواهد مرد زیرا هر حلقه را که بشکنی ،

زنجیر را گسسته ای و تو امروز زنجیر خداوند را پاره کردی .

پرنده این را گفت و جان داد .

و پسرک آن قدر گریست تا عارف شد .

 

 

 

 


عرفان نظرآهاری

 



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت