تبلیغات اینترنتیclose
یک نفر دلش شکسته بود (عرفان نظر آهاری)
پیچک (عرفان نظر آهاری)
شعر و ادب پارسی
یک نفر دلش شکسته بود (عرفان نظر آهاری) ( روی تخته سیاه جهان با گچ نور بنویس 3, )
نوشته شده در تاريخ شنبه 22 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 17:01 تعداد بازديد : 468 |

 "ایستگاه استجابت دعا"

 

 

**

یک نفر دلش شکسته بود

توی ایستگاه استجابت دعا

منتظر نشسته بود

منتظر ، ولی دعای او

دیر کرده بود

او خبر نداشت که دعای کوچکش

توی چار راه آسمان

پشت یک چراغ قرمز شلوغ

گیر کرده بود

 

او نشست و باز هم نشست

روز ها یکی یکی

از کنار او گذشت

روی هیچ چیز و هیچ کجا

از دعای او اثر نبود

هیچ کس

از مسیر رفت و آمد دعای او

با خبر نبود

با خودش فکر کرد

پس دعای من کجا ست ؟

او چرا نمی رسد ؟

شاید این دعا

راه را اشتباه رفته است !

پس بلند شد

رفت تا به آن دعا

راه را نشان دهد

رفت تا که پیش از آمدن برای او

دست دوستی تکان دهد

رفت

پس چراغ چارراه آسمان سبز شد

رفت و با صدای رفتنش

کوچه های خاکی زمین

جاده های کهکشان

سبز شد

او از این طرف ، دعا از آن طرف

در میان راه

با هم آن دو رو به رو شدند

دست توی دست هم گذاشتند

از صمیم قلب گرم گفت و گو شدند

وای که چقدر حرف داشتند ...

 

برف ها

کم کم آب می شود

شب

ذره ذره آفتاب می شود

و دعای هر کسی

رفته رفته توی راه

مستجاب می شود ...

 

 

 


عرفان نظرآهاری

 



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت