تبلیغات اینترنتیclose
خوش خیال کاغذی (عرفان نظر آهاری)
پیچک (عرفان نظر آهاری)
شعر و ادب پارسی
خوش خیال کاغذی (عرفان نظر آهاری) ( روی تخته سیاه جهان با گچ نور بنویس 2, )
نوشته شده در تاريخ شنبه 22 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 16:39 تعداد بازديد : 286 |

 "خوش خیال کاغذی"

 

**

دستمال کاغذی به اشک گفت :

قطره قطره ات طلا ست

یک کم از طلای خود حراج می کنی ؟

عاشقم

با من ازدواج می کنی ؟

اشک گفت :

ازدواج اشک و دستمال کاغذی !

تو چقدر ساده ای

خوش خیال کاغذی !

توی ازدواج ما

تو مچاله می شوی

چرک می شوی و تکه ای زباله می شوی

پس برو و بی خیال باش

عاشقی کجا ست !

تو فقط

دستمال باش !

 

دستمال کاغذی دلش شکست

گوشه ای کنار جعبه اش نشست

گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد

در تن سفید و نازکش دوید

خون درد

 

آخرش

دستمال کاغذی مچاله شد

مثل تکه ای زباله شد

ولی او شبیه دیگران نشد

چرک و زشت مثل این و آن نشد

رفت اگرچه توی سطل آشغال

پاک بود و عاشق و زلال

او

با تمام دستمال های کاغذی

فرق داشت

چون که در میان قلب خود

دانه های اشک کاشت

 

 

 


عرفان نظرآهاری

 



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت