تبلیغات اینترنتیclose
لیلی مرده بود (عرفان نظر آهاری)
پیچک (عرفان نظر آهاری)
شعر و ادب پارسی
لیلی مرده بود (عرفان نظر آهاری) ( لیلی نام تمام دختران زمین 2, )
نوشته شده در تاريخ شنبه 22 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 14:53 تعداد بازديد : 469 |

داستان "لیلی مرده بود"

 

عرفان نظرآهاری


قصه نبود ، راه بود ، خار بود و خون .

لیلی قصه ی راه پر خون را می نوشت .

راه بود و لیلی می رفت . 

مجنون نبود . دنیا ولی پر از نام مجنون بود .

لیلی تنها بود . لیلی همیشه تنها ست .

قصه نبود ، معركه بود . میدان بود ؛

بازی چوگان و گوی .

چوگان نبود ، گوی بود . لیلی گوی میدان بود ،

بی چوگان . مجنون نبود .

لیلی زخم برمیداشت ولی شمشیر را نمی دید ،

شمشیر زن را نیز .

حریفی نبود . لیلی تنها می باخت زیرا كه قصه ،

قصه ی باختن بود .

مجنون كلمه بود . ناپیدا و گم .

قصه عشق اما همه از مجنون بود .

مجنون نبود .

لیلی قصه اش را تنها می نوشت .

قصه كه به آخر رسید مجنون پیدا شد .

لیلی مجنونش را دید .

لیلی گفت :

- پس قصه قصه ی من و تو ست .

پس مجنون تویی .

خدا گفت :

- قصه نیست . راز است . این راز من و تو ست .

بر ملا نمی شود ، الا به مرگ . لیلی ! تو مرده ای .

لیلی مرده بود .

 

 

عرفان نظرآهاری

 



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت