تبلیغات اینترنتیclose
لیلی رفتن است (عرفان نظر آهاری)
پیچک (عرفان نظر آهاری)
شعر و ادب پارسی
لیلی رفتن است (عرفان نظر آهاری) ( لیلی نام تمام دختران زمین 1 , )
نوشته شده در تاريخ شنبه 22 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 14:42 تعداد بازديد : 605 |

داستان "لیلی رفتن است"

 

عرفان نظرآهاری


خدا گفت :

- لیلی یک ماجرا ست ، ماجرایی آکنده از من .

ماجرایی که باید بسازیش .

شیطان گفت :

- تنها یک اتفاق است . بنشین تا بیفتد .

آنان که حرف شیطان را باور کردند ،

نشستند و لیلی هیچ گاه اتفاق نیفتاد .

مجنون اما بلند شد ، رفت تا لیلی را بسازد .

خدا گفت :

- لیلی درد است ، درد زادنی نو .

تولدی به دست خویشتن .

شیطان گفت :

- آسودگی ست . خیالی ست خوش .

خدا گفت :

- لیلی، رفتن است . عبور است و رد شدن .

شیطان گفت :

- ماندن است . فرو رفتن در خود .

خدا گفت :

لیلی جستجو ست . لیلی نرسیدن است و بخشیدن .

شیطان گفت : خواستن است ، گرفتن و تملک .

خدا گفت : لیلی سخت است . دیر است و دور از دست

شیطان گفت :

- ساده است . همین جایی و دم دست .

و دنیا پر شد از لیلی های زود .

لیلی های ساده اینجایی . لیلی های نزدیک لحظه ای .

خدا گفت :

- لیلی زندگی ست . زیستنی از نوعی دیگر .

لیلی جاودانگی شد و شیطان دیگر نبود .

مجنون ، زیستنی از نوعی دیگر را برگزید

و می دانست که لیلی تا ابد طول می کشد .

 

 

 

عرفان نظرآهاری

 



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت