تبلیغات اینترنتیclose
لیلی خودش را به آتش کشید (عرفان نظر آهاری)
پیچک (عرفان نظر آهاری)
شعر و ادب پارسی
لیلی خودش را به آتش کشید (عرفان نظر آهاری) ( لیلی نام تمام دختران زمین 1 , )
نوشته شده در تاريخ شنبه 22 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 14:32 تعداد بازديد : 12 |

داستان "لیلی خودش را به آتش کشید"

 

عرفان نظرآهاری  

 


خدا گفت : زمین سردش است .

چه کسی می تواند زمین را گرم کند ؟

لیلی گفت : من .

خدا شعله ای به او داد .

لیلی شعله را توی سینه اش گذاشت .

سینه اش آتش گرفت . خدا لبخند زد . لیلی هم .

خدا گفت : شعله را خرج کن . زمینم را به آتش بکش .

لیلی خودش را به آتش کشید .

خدا سوختنش را تماشا می کرد .

لیلی گر می گرفت . خدا حظ می کرد .

لیلی می ترسید . می ترسید آتش اش تمام شود .

لیلی چیزی از خدا خواست . خدا اجابت کرد .

مجنون سر رسید . مجنون هیزم آتش لیلی شد .

آتش زبانه کشید . آتش ماند . زمین خدا گرم شد .

خدا گفت : اگر لیلی نبود ، زمین من همیشه سردش بود .

 

 

عرفان نظرآهاری

 



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت