تبلیغات اینترنتیclose
پیچک (عرفان نظر آهاری)
پیچک (عرفان نظر آهاری)
شعر و ادب پارسی
چای با طعم خدا ( عرفان نظر آهاری) ( چای با طعم خدا , )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 0:42 تعداد بازديد : 363 |

       چای با طعم خدا

 

 

 

این سماور جوش است

پس چرا می گفتی

دیگر این خاموش است ؟

باز لبخند بزن

قوری قلبت را

زودتر بند بزن

توی آن

مهربانی دم کن

بعد بگذار که آرام آرام

چای تو دم بکشد

شعله اش را کم کن

 

دست هایت :

سینی نقره نور

اشک هایم :

استکان های بلور

کاش

استکان هایم را

توی سینی ی خودت می چیدی

کاشکی اشک مرا می دیدی

خنده هایت قند است

چای هم آماده است

چای با طعم خدا

بوی آن پیچیده

از دلت تا همه جا

 

پاشو مهمان عزیز

توی فنجان دلم

چایی داغ بریزv 

 

 

عرفان نظرآهاری



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت
قول می دهم که آسمان شوم ( عرفان نظر آهاری) ( چای با طعم خدا , )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 0:41 تعداد بازديد : 438 |

   قول می دهم که آسمان شوم

 

 

مثل نامه ای ولی

توی هیچ پاکتی

جا نمی شوی

جعبه ی جواهری

قفل نیستی ولی

وا نمی شوی

مثل میوه خواستم بچینمت

میوه نیستی ، ستاره ای

از درخت آسمان جدا نمی شوی

 

من تلاش می کنم بگیرمت

طعمه می شوم ولی

تو نهنگ می شوی

مثل کرم کوچکی مرا

تند و تیز می خوری

تور می شوم

ماهی زرنگ حوض می شوی

لیز می خوری

 

آفتاب را نمی شود

توی کیسه ای

جمع کرد و برد

ابر را نمی شود

مثل کهنه ای

توی مشت خود فشرد

آفتاب

توی آسمان

آفتاب می شود

ابر هم بدون آسمان فقط

چند قطره آب می شود

پس تو ابر باش و آفتاب

قول می دهم که آسمان شوم

یک کمی ستاره روی صورتم بپاش

سعی می کنم شبیه کهکشان شوم

 

شکل نوری و شبیه باد

توی هیچ چیز جا نمی شوی

تو کنار من ، کنار او ، ولی

تو تویی و هیچ وقت

ما نمی شوی

 

 

 

عرفان نظرآهاری



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت
راز ( عرفان نظر آهاری) ( چای با طعم خدا , )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 0:40 تعداد بازديد : 638 |

   راز 

 

 

 

رازِ راه

 

رفتن است

 

رازِ رودخانه

 

پل

 

رازِ آسمان

 

ستاره است

 

رازِ خاک

 

گُل

 

رازِ اشک ها

 

چکیدن است

 

رازِ جوی

 

آب

 

رازِ بال ها

 

پریدن است

 

رازِ صبح

 

آفتاب

 

 

 

رازهای واقعی

 

رازهای برملا ست

 

مثل روز ، روشن است

 

راز این جهان خدا ست

 

 

 

 

 

 

عرفان نظرآهاری

 

 



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت
زیر گنبد کبود ( عرفان نظر آهاری) ( چای با طعم خدا , )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 0:39 تعداد بازديد : 273 |

زیر گنبد کبود

 

 

زیر گنبد کبود

جز من و خدا

کسی نبود

روزگار

رو به راه بود

هیچ چیز

نه سفید و نه سیاه بود

با وجود این

مثل این که چیزی اشتباه بود

 

زیر گنبد کبود

بازی خدا

نیمه کاره مانده بود

واژه ای نبود و هیچ کس

شعری از خدا نخوانده بود

 

تا که او مرا برای بازی خودش

انتخاب کرد

توی گوش من یواش گفت :

- تو دعای کوچک منی .

بعد هم مرا

مستجاب کرد

 

پرده ها کنار رفت

خود به خود

با شروع بازی خدا

عشق افتتاح شد

سال ها ست

اسم بازی من و خدا

زندگی ست

هیچ چیز

مثل بازی قشنگ ما

عجیب نیست

بازیی که ساده است و سخت

مثل بازی بهار با درخت

 

با خدا طرف شدن

کار مشکلی ست

زندگی

بازی خدا و یک عروسک گِلی ست 

 

 

 

عرفان نظرآهاری

 



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت
دوست ( عرفان نظر آهاری) ( چای با طعم خدا , )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 0:36 تعداد بازديد : 574 |

 دوست

 

 

 

دوست ، واژه است

واژه ای که از لب فرشته ها چکیده است

 دوست ، نامه است

 نامه ای که از خدا رسیده است

نامه ی خدا همیشه خواندنی ست

 توی دفتر فرشته ها

واژه ی قشنگ دوست

ماندنی ست

 

 

راستی ، دلت چقدر

آرزوی واژه ی تازه داشت

 دوست گلت رسید

 واژه را کنار واژه کاشت

واژه ها کتاب شد

دوستت همان دعای تو ست

اخرش دعای تو

مستجاب شد

 

 

عرفان نظرآهاری



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

صفحه قبل 1 ... 4 5 6 7 صفحه بعد